سفیر سیمرغ، وبلاگ تخصصی ادبیات فارسی

امید زندگی
من زندگي را دوست دارم
ولي از زندگي دوباره مي ترسم!

قانون را دوست دارم

ولي از پاسبانها مي ترسم!

کودکان را دوست دارم

ولي از آئينه مي ترسم!
سلام را دوست دارم
ولي از زبانم مي ترسم!
من مي ترسم
پس هستم
اينچنين مي گذرد روز و روزگار من!
من روز را دوست دارم
ولي از روزگار مي ترسم..............


نويسنده : nafiregognoos


نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟