
تازه در اواخر اشکانیان بود که خط یونانی از میان رفت و خط پهلوی جایگزین آن شد و ولخش اول اشکانی (۵۱-۷۸ میلادی ) دستور داد تا اوستای پراکنده را از اطراف و اکناف گرد آورند.
اسطوره های مادینه
مقام اسطوره ای- الهی زن تا این دوران همچنان ادامه یافته، «پرستش “زن خدایان” همچنان معمول بوده که از آن جمله پرستش آتارگاتیس، مادربزرگ خدایان را می توان نام برد که حتی معابدی نیز برایش بنا شده بود.»
ستایش آناهیتا که ایرانیان آن را به این نام و سامیان آن را “نانایا” یا آتارگاتیس می خواندند، مظهر شخصیت زنان است. برای آناهیتا معابدی نام برده شده است.
وجود مجسمه های ربه النوع در قبور شاهان نیز حاکی از اعتقاد و احترام به این “زن خدایان” است.
در مزار شاهان اشکانی در نسایا پرتونسا نمونه ای از مجسمه های کوچک مرمرینی پیدا شده است که دلیلی بر اثبات این مدعاست.
ازدواج
«در دوره پارتها، ازدواجهای مختلط رایج شد و در نتیجه قشری از مردم دورگه پدید آمد که امتزاج نظرهای مذهبی و اختلاط عقاید آنها نیز امری احتراز ناپذیر بود». با این وجود باید در نظر داشت که این فرهنگ نوین علی رغم وسعت ٬ فقط در شهرها متمرکز بود و در محدوده قشرهای حاکم جامعه متمرکز بود.
تعدد زوجات
سلاطین اشکانی به غیر از زن اصلی یعنی ملکه، عده ی کثیری متعه و کنیز که اغلب یونانی بودند نیز در حرمسرا داشتند.
« نه تنها پادشاهان اشکانی- که به گفته استرابون ، بر اساس آداب و رسوم زنان بسیاری می گرفتند- بلکه سایر شخصیتهای مملکتی نیز متناسب با شرایط موجود و ثروت و بزرگی خود اقدام به جمع آوری زنان می نمودند.
این عمل علاوه بر نمایش ثروت و توانایی اقتصادی مرد ، شاخص خویشاوندی و بستگی با قبایل و گروه ها و اقوام مختلف می گردیده و خود نشان دهنده حمایتهای سیاسی قبایل مختلف از آن مرد نیز بوده است.
در این دوره به سبب وجود زنان خارجی فراوان که دور و بر شاهان و سرداران اشکانی را گرفته بودند ،زنان متین و باوقار ایرانی ترجیح می دادند که نه به خاطر نداشتن قدرت مقابله از حیث زیبایی و فتانت بلکه به خاطر مقایسه نشدن با این گونه زنان ( که به دلایل گوناگون آواره بودن از خانه و کاشانه ٬ بی بند و باری و هرزگی پیشه کرده بودند ) ٬ هرچه بیشتر در خانه بمانند .
این عمل آنها در نهایت باعث پدیداری این این اظهارنظر شده است که «پارتها در مستور نگاه داشتن زنان – که از رسوم شرق است- افراط می کرده اند».
«آنچه مورخان درباره محدودیتهای زن در دوره ی اشکانیان نوشته اند، غالباً درباره طبقات عالی است ولی این حکم در میان طبقات پایین که پیوسته دربند رفع حوایج مادی زندگی بوده اند، نمی تواند صادق باشد. در واقع زنان طبقات پایین الزاماً از همان خصوصیات آزادی زنان قبل از اشکانیان در فعالیتهای اقتصادی و تولید و اجتماعی برخوردار بوده اند».
ازدواج سیاسی
در این عصر نیز همانند سایر اعصار، زنان عامل تحکیم روابط و دستیابی به اهداف سیاسی خاص بوده اند. این گونه ازدواجها، قاعدتاً با تمهیدات و زمینه چینیهای خاص سر می گرفته و سرباز زدن یکی از طرفین از قبول چنین پیشنهادی منجر به جنگ می شده است، چرا که نشان دهنده آن بوده که طرف رد کننده ٬ تمایلی به مهر و امضای سند دوستی و مودت ندارد.
بسیار اتفاق می افتاده که همین زنانی که به دلایل مختلف و برای برآوردن اهداف گوناگون و بدون رضایت قلبی (یا با بی تفاوتی) به عقد ازدواج بزرگان و اکابر در می آمدند، بعد از سپری کردن عمر خود در حرمسراها و دست به گریبان بودن با انواع مشکلات و عسرتهای حاکم بر این شرایط سرانجام به صورت دسته جمعی کشته می شدند. این کار به آن منظور صورت می گرفته که احیانا پس از شکست در جنگ زنان به دست دشمن نیفتند.
برای مثال تیرداد دوم در محلی نزدیک جزیره فرات به دولت پارت حمله ور شد و چنان فرهاد را غافلگیر کرد که او به پیروی از مهرداد اشکانی ٬ همه زنهای همخوابه خود را امر به کشتن داد تا هیچیک از آنها به دست دشمن نیفتند و آنگاه فرار را بر قرار ترجیح داد.
پوشش زنان اشکانی
میان لباس مرد و زن دوره اشکانی با حذف زینت آلات مشابهت های بسیاری دیده می شود.
ملکه ها پیراهنی بی آستین، پرچین و بلند و تا پشت پا پوشیده، ضمناً پارچه ای بزرگ مانند چادر شب امروزی که کمر اورا پوشانده و درجلو بدن گره زده می شده بر تن داشتند.
پیراهن
«زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو برتن می کردند، با شنلی که برسر افکنده می شد و نیز نقابی داشتند که معمولاً به پس سر می آویختند».
عمامه (لچک)
در موزه لوور، نقشی سنگی از زنی هست که در پالیمر پیدا شده که این زن عمامه ای جالب برسر دارد عمامه از چندین رج کلاف حلقه ای بر روی هم چیده شده، تشکیل شده است.
چادر
با خاطر نشان کردن موارد ذکر شده پیرامون پوشش و چادر زنان هخامنشی، «چادر زنان اشکانی به رنگهای شاد ارغوانی یا سفید بوده است».
زینت و آرایش
زنان در این دوره بسیار به لباس و آرایش و ظاهر خود توجه نشان می داده اند که حاکی از ارتباط و تاثیر پذیری آنان از تمدن یونانی و رومی است.
علیرضا کیانی ؛ تاریخ فا






