
ابلیس در کسوت حکمت و عرفان
....دلم میخواهد به تقاضای شما جواب دهم ولی متحیر شدم که چه نویسم.ناچار بطرز تفأل،مثنوی را گشودم بدین قصد که الهامی یا تلقینی از این کتاب عظیم الشأن به ذهن آید.در صفحهای از اواخر دفتر دوم،این عنوان توجهم را جلب کرد:*
بیدار کردن ابلیس معاویه را که وقت نماز بیگاه شد
خود عنوان کنجکاوی برمیانگیخت:ابلیس بدخواه مؤمنان و مشوّق گناه را چه غم اینکه نماز بامداد معاویه قضا شود؟
داستان بخودی خود جاذب نیست.از اینگونه داستانها و روایات و حکایات اسلامی فراوانست که سرایندگان بزرگ چون سنائی و عطّار و مولوی آنها را برای مقصد دیگر و بیان افکار خویش بکار میبرند.
مولوی هم چنین کرده و در ضمن گفتگوی معاویه و ابلیس مطالبی گنجانده (*)-جملهء آخر از مقدمهای است که نویسندهء بزرگ بیهمال بر صدر این مقال آورده است.













