سفیر سیمرغ، وبلاگ تخصصی ادبیات فارسی

لطف حق

شنیدید که می گن:

تا نباشد لطف حق

برگی نیفتد از درخت................

یعنی همین.ببینید............

نويسنده : nafiregognoos


نقطه اوج زیارت عاشورا کجاست ؟

زیارت عاشورا ، زیارت انسانیت محض است . طعم زیارت عاشورا حس ناب انسان بودن است . همه جای زیارت عاشورا نقطه اوج است زیرا این عبارات و کلمات حماسی از روح زیبایی سرچشمه گرفته است که فراز و فرودی ندارد بلکه همیشه در اوج احساس و شعور قرار دارد.

زیارت عاشورا به یک معنی مقدمه و موخره ندارد بلکه همه ، متن است و همه ، نتیجه است . از اصل مطلب شروع میشود و به اصل مطلب خاتمه می یابد . زیارت عاشورا چکیده ی آمال و آرزوهای انسان است . نمیتوان بین فرازهای این راز و نیاز یکی را به عنوان برترین برگزید اما بعنوان نمونه ی بارزی از سایر برجستگی های این متن بلند مرتبه میتوان به گوشه ای از آن اشاره کرد .

انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم

در صلحم با هرکس که با شما در صلح است و در جنگم با هرکس که با شما در جنگ است

این سخن قاطع و روشن ، حقیقتا روان آدمی را جلا میدهد . در هنگام خواندن زیارت به اینجا که میرسی سبک میشوی و احساس میکنی حق مطلب را ادا کرده ای . احساس میکنی که روح نا آرام تو سالها بود که به دنبال همین عبارت میگشت و الان با ادای این جمله به مقصود خویش دست یافته است.

این فراز را که زمزمه میکنی ، باور میکنی که به رسالت پیامبر ایمان آورده ای و از اعماق قلبت ندای موافقت و مرافقت بلند میشود. حس میکنی که آن “یقینی” که بارها آن را شنیده ای و معنی اش را نفهمیده ای ، همینجاست . فکر میکنی که اگر کسی به پروردگار علی اعلی یقین داشته باشد دقیقا همین عبارت را زمزمه خواهد کرد . اینگونه است که وقتی این فراز متعالی را زمزمه میکنی نمیخواهی تمامش کنی و دوست داری بارها تکرارش کنی و از تکرار کردنش خسته نمیشوی . اگر کسی بتواند به همین یک نکته جامه عمل بپوشاند به هدف آفرینش رسیده است. . . .و حرف برای گفتن در این خصوص بسیار زیاد است . . . خلاصه اینکه چکیده ی ایمان این است :

انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم ! یاحسین !

برگرفته از سایت کمیاب


نويسنده : nafiregognoos


داستان قصاب و سگ باهوش….

539780

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید.
کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.
قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت.
سگ هم کیسه را گرفت و رفت.
قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد.
سگ در خیابان حرکت کرد تا

منبع :سایت مصطفی سرداری www.msardary.ir

 


نويسنده : nafiregognoos


نقطه چینی برای زمان..........

 

تمام می شود
تمام ناگفته های من
فقط چند نقطه چین باقی می ماند
تا حرف های سادگی هایم را
دوباره تکرار کنی

****************

حس سفید و خاکستری شدن اینجا!

نشانه ی دوباره جوانه زدن است!!!

چند سطر آبی می شوم.

چند سطر سفید

و گاهی خاکستری!!!!!!!!!!!

 


نويسنده : nafiregognoos


ایام فاطمیه

http://mohsenr1.persiangig.com/image/fateme5.jpg

 درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا(س) روایات مختلفی وجود دارد و از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر(ص) بیان شده است. اما میان علمای شیعه، دو احتمال معتبر است: هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر(ص) یا نود و پنج روز بعد از رحلت ایشان.
 بنابراین با توجه به رحلت پیامبر اسلام(ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخه سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل، شهادت حضرت زهرا(س) است و این ایام را فاطمیة اوّل می‌ خوانند.
اما بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت(س) در سوم تا پنجم جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیة دوم می‌ خوانند.
بنابراین؛ ایام فاطمیه جمعا 6 روز می باشد، 3 روز در ماه جمادی الاول و 3 روز در ماه جمادی الثانی. فاطمیه اول از 13 تا 15 جمادی الاول است و فاطمیه دوم از سوم تا پنجم جمادی الثانی می باشد.
و شاید علت اینکه سه روز در هر ماه بعنوان روز شهادت آن حضرت(س) معرفی شده است به این دلیل است که این احتمال وجود دارد که ماههای قمری از رحلت پیامبر(ص) تا شهادت حضرت زهرا(س)، 29 روز بوده باشند، حال آنکه د رصورت کامل بودن ماههای قبل، روز شهادت 13جمادی الاول و یا سوم جمادی الثانی خواهد بود. چرا که طبق تقویم، حداکثر سه ماه قمری 29 روزه و حداکثر 4 ماه قمری 30 روزه می توانند پشت سر هم قرار گیرند.
اما در عرف، به دهه دوم جمادی الاول، از دهم تا بیستم جمادی الاول که بنابر قول 75 روز، شهادت آن بانوی بزرگوار در آن واقع شده است دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی از اول تا دهم جمادی الثانی، که طبق قول 95 روز، شهادت حضرت زهرا(س) در آن واقع شده است، دهه فاطمیه دوم گفته می شود.التماس دعا
 

 


نويسنده : nafiregognoos


داستانک

 

 یك شب سرد پاییز یك پروانه اومد پشت پنجره اطاق پسرك و به شیشه زد: تیك! تیك! تیك!پسرك كه سرش حسابی گرم بود، برگشت و دید یه پروانه كوچیك اونجاست!..پروانه با شور و شوق گفت: می‌خوام باهات دوست بشم، لطفا پنجره رو باز كن.اما پسرك با اوقات تلخی جواب داد: نمی‌شه، تو یه پروانه هستی!پروانه خجالت زده سرش رو كج كرد و با صدای لرزون گفت: لطفا پنجره رو باز كن، هوا اینجا خیلی سرده!اون پسر باز هم قبول نكرد: برو از اینجا و منو راحت بذار!پروانه با غم زیاد از اونجا دور شد.فرداش پسرك از رفتارش پشیمون شد و پیش خودش گفت: برای اولین بار كسی خواست با من دوست بشه ولی من حرفشو گوش نكردم و پیش خودش فكر كرد كه "ممكنه پروانه برگرده و این بار با هم دوست می‌شیم".مدت‌ها كنار پنجره باز اتاقش نشست. پروانه‌های زیادی اومدن اما از پروانه اون شب خبری نشد.خسته از انتظار، پسرك پیش مرد دانا رفت و ماجرا رو براش تعریف كرد.مرد دانا بهش گفت: پسر عزیزم عمر پروانه‌ها بیشتر از یك یا دو روز نیست!پسرك از اون روز دیگه همیشه یادش موند كه برای دوستی و دوست داشتن فرصت كوتاهی داره و نباید از کوچکترین فرصتی دریغ کرد...
****************************************************

 


نويسنده : nafiregognoos


کمی اندیشه

  كشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی به درون یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعی كرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.
 پس برای اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.
 مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ریختند اما الاغ هر بار خاك های روی بدنش را می تكاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاك زیر پایش بالا می آمد، سعی می كرد روی خاك ها بایستد.
 روستایی ها همینطور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد ...
 نتیجه اخلاقی : مشكلات، مانند تلی از خاك بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینكه اجازه بدهیم مشكلات ما را زنده به گور كنند
 و دوم اینكه از مشكلات سكویی بسازیم برای صعود! وثابت کنیم گه از یک الاغ کمتر نیستیم
 


نويسنده : nafiregognoos


قدردانی

 مردی به پدر همسرش گفت : عده زيادي‌ شما را به خاطر زندگی زناشوئی موفقی که دارید تحسین می‌کنند. ممکن است راز این موفقیت را به من بگوئید؟

پدر با لبخندی پاسخ داد: هرگز همسرت را به خاطر کوتاهی‌هایش یا اشتباهی که کرده مورد انتقاد قرار نده. همواره این فکر را در یاد داشته باش که او به خاطر کوتاهی‌ها و نقاط ضعفی که دارد نتوانسته شوهری بهتر از تو پیدا کندو همينطور معكوس آن..................

*********************************************************** 

نويسنده : nafiregognoos


درس هایی از رجینا برت

 1_ زندگی مهربان نیست, اما باز هم خوب است.
2_ وقتی شک داری قدم بعدی را کوتاه تر بردار
3_ زندگی کوتاهتر از آن است که برای نفرت از کسی وقت صرف کنی.
4_ شغل تو وقتی که بیمار هستی به فکر تو نخواهد بود، اما دوستان و والدین ات چرا.با آنها در تماس باش.
5_ هر ماه اقساط خود را بموقع پرداخت کن.
6_ لازم نیست در هر بحثی برنده باشی.
7_ با دیگران همدردی کن، این خیلی بهتر از تنها گریه کردن است.
8_ هرکسی را همانطور که هست بپذیر.
9_ پس انداز برای دوران پیری را با اولین چک حقوقت شروع کن.
10_ وقتی نوبت مشکلات می رسد، مقاومت بیهوده است، با مسایل روبه رو شو.
11_ با گذشته ات آشتی کن تا امروزت را خراب نکند.
12_ بد نیست گاهی بچه هایت ببینند گریه می کنی.
13_ زندگیت را با کسی مقایسه نکن،از کجا می دانی آنها در چه وضعیتی هستند.
14_ اگر قرار است رابطه ای پنهان بماند،درگیرش نشو.
15_ هر چیزی ممکن است در یک چشم بر هم زدن تغییر کند،اما ناراحت نباش،خدا پلک نمی زند.
16_ نفس عمیق بکش ،آرامتر می شوی.
17_ از هرچیز که مفید،زیبا و لذت بخش نیست دست بکش.
18_ هراتفاقی که واقعا به تو فشار می آورد ، تو را قوی تر می کند.
19_برای اینکه کودکی خوبی داشته باشی هیچ وقت دیر نیست.
20_ وقتی قرار است دنبال کسی بروی که واقعا دوستش داری نگو "نه"
21_ شمع روشن کن،ملحفه ها رو نو کن. دل انگیز ترین لباس راحتی ات را بپوش.برای زمان خاصی نگه اش ندار همین امروز زمان خاص فرا رسیده است.
22_ آمادگی کافی است،دل را به دریا بزن.
23_ هیچ کس جز خودت مسئول خشتودی تو نیست.
24_هر مشکلی که برایت پیش آمد به خودت بگو 5 سال دیگه هم این مسئله برایم مهم است؟
25_ همیشه زندگی را انتخاب کن.
26_ بخشنده باش.
27_ آن چه دیگران درباره ات فکر می کنند به تو مربوط نیست.
28_ زمان همه چیز را درست می کنه،به زمان وقت بده.
29_ اوضاع هرچقدر هم بد یا خوب باشه تغییر می کنه.
30_ خیلی جدی نباش.
31_ به معجزه اعتقاد داشته باش.
32_ قدر پدر مادرت را بدان.
33_ زندگی را بررسی نکن،کارت را بکن،و بیشترش را همین حالا.
34_ فرزندانت فقط یک دوران کودکی دارند.
35_اگر مشکلات را تلنبار کنیم،مشکلات خود را بزرگ تر می کنیم.
36_ حسادت اتلاف وقت است،همین حالا آنچه لازم داشتید ، دارید.
37_ بهترین پیشامد هنوز در راه است.
38_ مهم نیست چه احساسی داری،بلند شو،لباس بپوش و شروع کن.
39_ رها باش.
40 زندگی فرازو فرود نیست،نعمت است.
 


نويسنده : nafiregognoos


داستان کفش و تجربه سفر

 دلبسته ي کفشهایم بودم.

کفش هايي که يادگار سال هاي نو جواني ام بودند

دلم نمي آمد دورشان بيندازم .

هنوز همان ها را مي پوشيدماما کفش ها تنگ بودند و پایم را مي زدندقدم از قدم اگر بر مي داشتم زخمی تازه نصیبم مي شد

سعي مي کردم کمتر راه بروم زيرا که رفتن دردناک بود ================================
مي نشستم و زانوهایم را بغل مي گرفتمو مي گفتم:چقدر همه چیز دردناک است چرا خانه ام کوچک است و شهرم و دنيایم مي نشستم و می گفتم : زندگیم بوي ملالت مي دهد و تکرار ============================== .
می نشستم و می گفتم:خوشبختي تنها يک دروغ قديمي است می نشستم و به خاطر تنگی کفشهایم جایی نمیرفتم.قدم از قدم بر نمیداشتم ..
می گفتم و می گفتم =========================
......... پارسايي از کنارم رد شدعجب ! پارسا پا برهنه بود و کفشی بر پا نداشتمرا که ديد لبخندي زد و گفت: خوشبختي دروغ نيستاما شايد تو خوشبخت نشوي زيرا خوشبختي خطر کردن است.

و زيباترين خطر..... از دست دادن ==============


نويسنده : nafiregognoos


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران