سفیر سیمرغ، وبلاگ تخصصی ادبیات فارسی

جاده های دیدنی

 

این جاده های زیبا بر اساس نظر سنجی کاربران یک سایت اینترنتی انتخاب شده اند. نام انگلیسی آنها نیز در زیر عکس درج شده است. چرا که شاید روزی گذرتان به آن کشور افتاد ...

کالیفرنیا
Highway 1, Big Sur, California


سوئد
Furka Pass, Switzerland
 
 

چین
Tianmen Mountain Road, Hunan, China
 

آفریقای جنوبی
Chapman’s Peak Drive, Cape Town, South Africa
 

ایتالیا
Stelvio Pass, Eastern Alps, Italy
 

فرانسه
Col de Turini, France
 

چین
Guoliang Tunnel Road, China
 

آلاسکا
Denali Highway, Alaska

چین/پاکستان
Karakoram Highway, China/Pakistan
 

استرالیا
Great Ocean Road, Australia

آفریقای جنوبی
Sani Pass, KwaZulu-Natal, South Africa


آرژانتین
Ruta 40, Argentina


مونتانا
Going-to-the-Sun-Road, Glacier National Park, Montana

مراکش
Dadès Gorges, High Atlas, Morocco


کلورادو
U.S. Route 550 ‘The Million Dollar Highway, Colorado


نويسنده : nafiregognoos


post

http://guide.farzanehedu.com/Repositary/RadEditor/SentImages/ElhamBakhsh9_Persian-Star_org_028.jpg

http://guide.farzanehedu.com/Repositary/NewsFiles/ImagesFile/71.jpg


نويسنده : nafiregognoos


آرایه های ادبی در نفثه المصدور

آرایههای ادبی در قلمرو نثر- نفثهالمصدور و شعر منثور

پیشینیان‌، نوشته‌ را به‌ دو شاخه‌ نثر و نظم‌ تقسیم‌ می‌کردند و نوشته‌های‌ منظوم‌ را شعر می‌گفتند. امروز می‌دانیم‌ که‌ نوشته‌، تنها از نظر صورت‌ و قالب‌ است‌ که‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ را می‌پذیرد. بسیارند نوشته‌های‌ منظومی‌ که‌ هیچ‌ رنگی‌ از شعر ندارند و بسیارند نوشته‌های‌ منثوری‌ که‌ سرا پا شعرند. اگر برای‌ زمانی‌ کوتاه‌ هدف‌ نثر را فراموش‌ کنیم‌، هنری‌ترین‌ و زیباترین‌ نثرهای‌ جهان‌ آنهایی‌ هستند که‌ بیان‌ شاعرانه‌ دارند. در زبان‌ فارسی‌، از دیرباز تا امروز نمونه‌های‌ فراوانی‌ از این‌ گونه‌ نثر یافته‌ می‌شود و بهتر است‌ بگوییم‌ نثر شاعرانه‌ روش‌ معمول‌ نویسند گان‌ پیشین‌ پارسی‌ زبان‌ بوده‌ است‌ اگر از تاریخ‌ بیهقی‌، آثار خواجه‌ عبدالله‌ انصاری‌، کلیله‌ و دمنه‌، مرزبان‌ نامه‌، گلستان‌ سعدی‌ و ... گاهی‌ نام‌ برده‌ می‌شود، تنها برای‌ بیان‌ نمونه‌ است‌. شیرینی‌ نوشته‌های‌ فلوبر، رومن‌ رولان‌، بالزاک‌، تولستوی‌، هوگو و ... نیز در گرو زبان‌ و بیان‌ شاعرانه‌ آنهاست‌. اما همواره‌ باید به‌ یاد داشت‌ که‌ شعر و نثر هر کدام‌ هدفی‌ جداگانه‌ دارند. زیبایی‌های‌ چشم‌ و گوش‌نوازی‌ که‌ شعر را می‌آرایند، دلیل‌ برتری‌ آن‌ بر نثر نخواهد بود. مقایسه‌ این‌ دو شاخه‌ کلام‌ از دیدگاه‌ آرایه‌های‌ ادبی‌ - اگر هم‌ ذوقی‌ باشد - علمی‌ نیست‌. نثر برای‌ بازگویی‌ سخنانی‌ است‌ که‌ باید به‌ سادگی‌ گزارده‌ شوند. بی‌گمان‌ اگر این‌ سخنان‌ گفتنی‌ شیوا و زیبا گزارده‌ شوند، نثر شیرین‌ و خواندنی‌ خواهد بود، اما اگر بهانه‌ شیوایی‌ و زیبایی‌، آنها را از انتقال‌ سریع‌ و ساده‌ پیام‌ باز دارد به‌ راستی‌ از هدف‌ باز مانده‌اند. قدیمی‌ترین‌ نثرهای‌ پارسی‌ دری‌ با مقصود خویش‌ سازگارترند (نثرهای‌ تاریخ‌ بلعمی‌، تفسیر بزرگ‌، عجایب‌ البلدان‌ و ...) در این‌ نوشته‌ها هیچ‌ مانعی‌ برای‌ دریافت‌ معنای‌ راستین‌ نیست‌. اما انگیزه‌های‌ تأثیرگذاری‌ و ذوق‌ شاعرانه‌ نویسنده‌های‌ ایرانی‌ آرام‌ آرام‌، راه‌ ورود آرایه‌های‌ ادبی‌ و دستمایه‌های‌ شاعری‌ را به‌ قلمرو نثر هموار می‌کند و سایه‌ هنرنمایی‌های‌ شاعرانه‌ بر سر نثر، روز به‌ روز سنگین‌تر می‌شود. اگر نثر "تاریخ‌ بیهقی‌" به‌ دلیل‌ توانایی‌ نویسنده‌اش‌، از نمک‌ آرایه‌های‌ ساده‌ به‌ روش‌ اعتدال‌ سود جسته‌ است‌، نثر کلیله‌ و دمنه‌ با نمک‌ بیشتری‌ صنعت‌پردازی‌ کر ده‌ و مقامه‌های‌ حمیدی‌ همه‌ چیز را برای‌ تکلف‌های‌ بعدی‌ فراهم‌ آورده‌ است‌. گفتنی‌ است‌ که‌ همین‌ روند در شیوه‌ نثرنویسی‌ در زبان‌ عربی‌ "با تفاوت‌ دو قرن‌ پیشتر از فارسی‌" معمول‌ بوده‌ است‌.

برگرفته از وبلاگ سبوی تشنه


نويسنده : nafiregognoos


الهه ها و ایزدان یونان 1

اساطیر یونان باستان 

دوازده ایزد المپ‌نشین

خدایان المپ یا المپ نشینان ۱۲ تن بودند که پس از سرنگونی تایتان‌ها ۱ به حکومت پرداختند.

مقر خدایان بزرگ و اصلی قله کوه المپ۲ است. کوه المپ محل نبرد تایتانها با خدایان دوازده گانه بود و بعدها هم به عنوان محل زندگی خدایان از آن نام برده شد. تمام المپ‌نشینان به نوعی با یکدیگر خویشاوندی داشتند و بنا به شرایط زمانه هر از گاهی یک یا چند تن از آنها بیشتر مورد توجه قرار می‌گرفت. برای مثال اگر در زندگی واقعی، همسر حاکم یا شخص قدرتمند منطقه از شخصیت قوی یا خانواده مهم‌تری بود، خدایان زن و به خصوص هرا۳ که خدای مادر بود مورد توجه می‌گرفت؛ اگر جنگی در میان بود، معبد خدای جنگ بیشتر مورد توجه قرار می‌گرفت. از این قله مرتفع زئوس خدای خدایان فرامین خود را به سایر خدایان صادر می‌کند خدایان هر کدام خانه‌ای مخصوص خود دارند.

قلهٔ المپ مرتفع‌ترین قله‌های یونان است، شعرا فکر می‌کردند این قله با آسمان تماس دارد.

خدایان اصلی به زبان رومی از این قرار هستند:

·         ژوپیتر۴, زئوس (شاه خدایان)

·         نپتون۵, پوزئیدون (خدای دریا)

·         پلوتو۶, هستیا (ایزدبانوی تندرستی)

·         مارس۷, آریس (خدای جنگ)

·         وولکن۸, هفانیستوس (خدای آتش و آهن)

·         مرکوری۹, هرمس (خدای سفر)

·         فیبوس۱۰, آپولو (خدای یونانی)

·         یونو۱۱, هرا (همسر زئوس)

·         مینروا۱۲, آتنا (ایزدبانوی خرد)

·         دیانا۱۳, آرتمیس (ایزدبانوی شکار)

·         ونوس۱۴, آفرودیته (ایزدبانوی عشق و زیبایی)

·         سرس۱۵, دیمیتیر (ایزدبانوی کشاورزی)

آپولو (به یونانی: Ἀπόλλων, Apóllōn؛ یا Ἀπέλλων, Apellōn)‏، خدای روشنایی (خورشید)، موسیقی، کمانداری (اما نه برای جنگ یا شکار)، هنرها و پیشگویی در اسطوره‌های یونان و رومی است.

وی پسر زئوس و لتو و برادر دوقلوی آرتمیس بود. زادگاهش جزیره

نويسنده : nafiregognoos


دل نوشته هایی از ادب معاصر

وقتی که تو نیستی
دنیا
چیزی کم دارد
مثل ِ کم داشتن ِ یک وزیدن ، یک واژه ، یک ماه ! ...

من فکر می کنم در غیاب ِ تو
همه ی ِ خانه های ِ جهان خالیست !
همه ی ِ پنجره ها بسته است !
وقتی که تو نیستی
من هم
تنهاترین اتفاق ِ بی دلیل ِ زمین ام .
واقعا ...
وقتی که تو نیستی
من نمی دانم برای گم و گور شدن
به کدام جانب ِ جهان بگریزم ...

(سید علی صالحی)

************************

"دوستت دارم" را
در دستانم می‌چرخانم
از این دست به آن دست.
پس چرا
هروقت می‌خواهم
به دستت بدهم نیستی؟
چرا اینجا نیستی

تا "دوستت دارم" را
از جنس خاک کنم،
از جنس تنم،
و با بوسه بپوشانمش بر تنت ؟

بگذار "دوستت دارم" را
از جنس نگاه کنم
از جنس چشمانم
و تا صبح به نفس‌های تو بدوزم.

عباس معروفی

*******************

ری‌را...
به خاطر داری آن روز غروب
تو گفتی بوی ميخک و ستاره می‌آيد؟
اما صدايی شبيه صدای بامداد آمد
شما شيونِ اسپند را بر آتش نديده‌ايد
...
بعد يک فوج ستاره‌ سپيد را ديديم
با آسمانی که باکره بود و
ترانه‌ای که لبِ پنجره
به گلویِ گلدان ... نُک می‌زد!

من هنوز نمی‌دانم چرا غروبِ هر پنج‌شنبه گريه‌ام می‌گيرد
برايم بنويس شاعرانِ بزرگ، به ماه کامل چه می‌گويند.......!

(سید علی صالحی)
***************************

 
حـالا کـه رفـتـه ای
مـن مـانـده ام و
آدم هـایـی کـه عـطـر تـو را مـی زنـنـد!

(محمد رضا عبدالملکیان)

********************

 

این بار هم که
تاول پاهایم خشک شود
دوباره عاشقت می شوم
دوباره راه می افتم
دوباره
گم می شوم ...

*کیکاوس یاکیده*

 

 


نويسنده : nafiregognoos


شعر عشق صدای پای فاصله هاست......... سهراب سپهری

دم غروب ، میان حضور خسته اشیا

 

نگاه منتظری حجم وقت را می دید.
و روی میز ، هیاهوی چند میوه نوبر
به سمت مبهم ادراک مرگ جاری بود.
و بوی باغچه را ، باد، روی فرش فراغت
نثار حاشیه صاف زندگی می کرد.
و مثل بادبزن ، ذهن، سطح روشن گل را
گرفته بود به دست
و باد می زد خود را.

مسافر از اتوبوس
پیاده شد:
“چه آسمان تمیزی!”
و امتداد خیابان غربت او را برد.

غروب بود.
صدای هوش گیاهان به گوش می آمد.
مسافر آمده بود
و روی صندلی راحتی ، کنار چمن
نشسته بود:
“دلم گرفته ،…
دلم عجیب گرفته است.
تمام راه به یک چیز فکر می کردم
و رنگ دامنه ها هوش از سرم می برد.
خطوط جاده در اندوه دشت ها گم بود.
چه دره های عجیبی !
و اسب ، یادت هست ،
سپید بود
و مثل واژه پاکی ، سکوت سبز چمن وار را چرا می کرد.
و بعد، غربت رنگین قریه های سر راه.
و بعد تونل ها ،
دلم گرفته ،
دلم عجیب گرفته است.
و هیچ چیز ،
نه این دقایق خوشبو،که روی شاخه نارنج می شود خاموش ،
نه این صداقت حرفی ، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست،
نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف
نمی رهاند.
و فکر می کنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد.”

نگاه مرد مسافر به روی زمین افتاد :
“چه سیب های قشنگی !
حیات نشئه تنهایی است.”
و میزبان پرسید:
قشنگ یعنی چه؟
- قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال
و عشق ، تنها عشق
ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس.
و عشق ، تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد ،
مرا رساند به امکان یک پرنده شدن.
- و نوشداری اندوه؟
- صدای خالص اکسیر می دهد این نوش.

و حال ، شب شده بود.
چراغ روشن بود.
و چای می خوردند.

- چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهایی.
- چقدر هم تنها!
- خیال می کنم
دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی.
- دچار یعنی
- عاشق.
- و فکر کن که چه تنهاست
اگر ماهی کوچک ، دچار آبی دریای بیکران باشد.
- چه فکر نازک غمناکی !
- و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است.
و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست.
- خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست.
- نه ، وصل ممکن نیست ،
همیشه فاصله ای هست .
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است.
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر،
همیشه فاصله ای هست.
دچار باید بود
و گرنه زمزمه حیات میان دو حرف
حرام خواهد شد.
و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست.
و عشق
صدای فاصله هاست.
صدای فاصله هایی که
- غرق ابهامند
- نه ،

 

 


نويسنده : nafiregognoos


نو شدن همچون بهار

از تَردد تُرد ثانیه ها آوای تحول به گوش می رسد...
آن دم که سیب سرخ بهار در سفره هفت سین می نشیند و خوشه های اقاقیا چون ستارگانی از میان گیسوان سبز درختان سرک می کشند، آوای تحول به گوش می رسد: یا محول الحول والاحوال...
قلب فصل ها به انقلاب دل ها مبدل می شود تا از پسِ دل لرزه های آسمان و خیسی پلک ابرها، رویشی از جنس بهاران حاصل شود.

****************


نويسنده : nafiregognoos


سیزده فروردین در بروجرد

 


نويسنده : nafiregognoos


سیزده بدر


نويسنده : nafiregognoos


ضرب المثل هایی با عنوان حیوانات(1)

 

یا مکن با فیلبانان دوستی     یا بنا کن خانه ای درخورد فیل      سعدی

- از دماغ فیل افتادن ؛ بسیار متکبر و معجب بودن . به خود مغرور بودن . تکبر بیش از حد. کبر و عجبی که دیگران را ناراحت کند.
- اصحاب الفیل ، اصحاب فیل . رجوع به اصحاب الفیل شود.
- در زیر پای فیل افکندن ؛ به هلاکت رسانیدن . به خطر انداختن . نابود کردن . سبب نابودی کسی شدن .
- فیل آبکش ؛ پیل آبکش . (فرهنگ فارسی معین ). ابر سیاهی که باران آورد.
- فیل کسی را یاد هندوستان دادن ؛ به مستی و شور درآوردن . کسی را از حال عادی خارج کردن و در او شور و شوقی پدید آوردن...............

 

 


نويسنده : nafiregognoos


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران